این کلمه ممکنه ۵ حرف بیشتر نداشته باشه اما حرف زیاد داره. تحصیل برای ما ایرانیها بسیار حائز اهمیته. آمار نشون داده که بیشتر از ۷۰٪ مردم ایران با سوادن. تعداد شرکت کننده های کنکور هر سال زیادو زیاد تر میشند و بالطبع جمعیت دانشجو ها هم همینطور. تعداد دانشجویان دختر بصورت عجیبی زیاد شده و کلا همه و همه به سوی تحصیل یورش برده اند.
فرهنگ علم دوستی ما با تبلیغات وسیع در جهت بالا بردن سطح تحصیل در ایران تقویت شد و بعد هم مصادف شد با انقلاب و بعدش هم جنگ هشت ساله. دانشمندان خارجی از ایران گریختند و ما موندیم و حوضهای بی آب و ماهی. بعد از جنگ هم دوره سازندگی شروع شد و احتیاج به خودکفایی و پروراندن افراد حازق و دانشمندو ایران افتاد به تولید انبوه دکتر و مهندس با هدف تولید ابوعلی سینا ها و خوارزمی ها و فارابیها. میخواستیم برگردیم به تاریخی که فرهنگ و تحصیل در جامعه ما پیوند خورده بود. هنوز هم میخواهیم.
همه اینها درست. تمام این وقایع دست به دست هم داد و مارا به اینجا کشاند که الان داشتن مدرک تحصیلی جزو چیزهایی هست که اکثریت یا دارند یا در حال بدست آوردنش هستند یا در آرزوی بدست آوردنش. اما واقعا چرا؟ چه شد که داشتن تحصیلات شد مثل داشتن ماشین که هر چی مدلش بالاتر باشه پرستیژ بالا تری هم داره؟موفقیت یعنی چی؟ چرا مدرک تحصیلی و ماشین و خونه در یک ردیف میان در صورتیکه هیچکدام ضامن همدیگه نیستند و با اینحال تبدیل شده اند به سه راس مثلث کمال با مساحت خوشبختی. یادمه دبستان که بودم یک موضوع انشا داشتیم که " علم بهتر است یا ثروت". یادمه تمام بچه های کلاس گفتند علم. یه عده می گفتند که علم بزرگترین ثروته یه عده هم می گفتند اگر علم داشته باشی ثروت هم میاد. اما الان جوابی که میگیرم اینه که ثروت بهتره چون میتونی باهاش علم هم بدست بیاری.
جدأ هدف از تحصیل چیه و چی باید باشه؟
